خرید بک لینک

این لباس ببری که رادوین خوشگلم تنشه مدین مامانه و خودم دوختم واین شدکه ماجرای آتلیه شروع

شد....چه روزقشنگی بودبایه بقل پرازمیوه و سبزیجات رفتیم آتلیه....کمتر جایی حاضر میشه این دکورها

را بچینه چون دردسرش برای عکاس وآتلیه زیاده و یه عالمه ریخت وپاش داره.....به محض رسیدنمون با

اونهمه وسایل که بعضی تو کالسکت جاداده بودیم و بعضی در دستمون بود عکاس مهربونمون خندیدو

گفت :اینا چیه؟ گفتیم دکورمونه دیگه هههههههه...البته قبلش تلفنی گفته بودم میخوام با چه

دکورهایی عکس بگیرم ولی فکر نمیکرد اینهمه بشه و کلی شوخی کردیم و سریه سرش گذاشتیم

خلاصه ..... اول قرار شد دکور آرد ونون باکتو بگیریم بعددکوراسپاگتی و بعدسبزیجات عکسها ازبین ۳۰۰

عکس انتخاب شده برای چاپ وتلاشم این بوده که همشون از هر لخاظ باعکس دیگه کاملا متفاوت

باشه ....جهت نگاه و ژست جیگر مامان و در نهایت متفاوت با عکسهای دیگت....خیلی دکورها

چیدنشون سخت بود ...با بچه زیر دوسال خوب ماجرا داری هم باید مراقبش باشی هم باید سرما نخوره

هم باید تغذیه بشه تو ۳ ساعت عکاسی خیلی مسائل هست که باید بهشون توجه کنی....

رادوین گلم خیلی همکاری کردی و برات فوق العاده جالب بود دوست داشتی همه رو به هم بریزی و چند

بار هم اینکارو کردی از همه بیشتر از دکور اسپاگتی خوشت اومده بود عزیزم و شروع کردی به

خوردنشون .....فک کنم برای اینکه با اشتها غذا بخوری باید ترتیبی بدم هر روز برات دیزاین کنم ودکور

بچینم هههههههه .....زمانی که دکور نان باگت و آرد رو چیدیم خیلی از آردبازی خوشت اومده بود ویه

بسته آرد رو برات پخش کردیم و تو بازیگوش مامان همشو میپاشیدی روی پاهات ومیخندیدی....ماهم

خب دقیقا همینومیخواستیم وعکاست هم بی وقفه عکس میگرفت....خیلی روز سخت اما زیبایی بود

ودرنهایت راضی وخوشحال برگشتیم خونه اما خسته و خواب آلود و هر سه تامون من وشما وبابایی

بیهوش شدیم و تا صبح تکون نخوردیم و صبح که چشمامونو باز کردیم تازه یادمون اومد دیشب چه

آتیشی سوزوندیم ......دوستت دارم عزیزم قربونت برم الهیییییییییی

برچسب: واست میمیرم جواب دنیارو میدم,واست ميميرم جواب دنيارو ميدم,رمان واست میمیرم جواب دنیارو میدم,اهنگ واست میمیرم جواب دنیارو میدم, نویسنده: مهران باقری تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 7:28

صفحه بندی